خرید بک لینک
شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

پ.ن:27مهر94از ایران رفت،برای یک سال،یعنی امروز برگشته?

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 17:48

برگشته ایران،نمیدونم دقیقن چه روزی،فقط میدونم برگشته،ازپستی که تو اینستا گذاشته بود فهمیدم،سال قبل کلی برنامه ریزی برا وقتی که برمیگرده داشتم،وحالا فقط میتونم به فاصلمون فکر کنم،چقدر بعضی برگشتنا دیرن...

پ.ن:ارغوان شاخه ی همخون جدا مانده ی من

آسمان تو چه رنگ است امروز?

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 17:48

نمیدونم کجای زندگیمی...

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 17:48

ندیدمش،همه ی این راهه دورو با فکر کردن به دیدنش رفتم ، اولش فکر میکردم خودش ازم خاهد خاست که دیدار کنیم ولی بعد از دایرکت دادن بهشو خبر دادنه اینکه تو اون شهرم و مواجه شدن با برخورد رسمی و عدم تمایلش به ملاقات ، دفترشو بستم،دفتره بودنه حتی فکرش توی زندگیم، آدمه coolی بود،فقط همین رو میتونم راجبش بگم،و اینکه من آدم های cool رو میپسندم... ماجرای مسخره ی بین خودمو ص.ب. رو هم سرو تهشو هم آوردم،هرباری که یه شعر عاشقانه ی آبدوغ خیارو برام میفرسته و ادای دلخسته هارو درمیاره یاده ساندویچ 20000تومنی میفتم،و اینکه: ازین cheapتر هم میتونست رفتار کنه?! الان که برگشتمو دارم

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 17:48

همین حوالیه تاریخی،10سال قبل باهاش آشنا شدم

تحول بزرگی برای زندگیه کانزروتیو و ایزوله ی من بود

و حالا تو همین تاریخ میخام یه تحول جدید برای خودم ایجاد کنم:

Be fit...

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 17:48

ازین دوره های اوولیشن متنفرم،روانی میکنن منو،هردیوونگی ای که به ذهن برسه میتونه ازم بربیاد،حتی قتل... میدونم ص.ب رو دوس ندارم،ولی همیشه،همه ی لحظاتی که یه رفاقته آبدوغ خیاری با کسی داشتم،تو رد کردنو فرستادنش پیه زندگیه خودش مشکل داشتم،یه جور دل رحمیه مزخرف... و همینطور تو جذب کردنو حفظ پسندهای زندگیمم مشکل داشتم،مثه ش.خ. مثه ش.گ. مثه س.ب. همیشه از 23بدم میومده،الانم دقیقن معتقدم سنه گندیه... همین...

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 17:48

صفحه بندی